همه مرا با لبخند روی چهره م میشناسند...!!!
اما....
این بالش بیچاره ...!!! با گریه های بیصدا...!!!
ناتوانم از تو
ناتوانم از تنهایی
چون قلعه ای در محاصره ی برف.
پنجره را باز کن،
پرنده ها در من بیقراری می کنند...
*جواد کلیدری