دنیای این روزای من...

مهمون حرفای دلم هستی ... واقعیت درونم رو اینجا مینویسم...برای عبور از اون کاملا آزادی... خوش اومدی رفیق.

دنیای این روزای من...

مهمون حرفای دلم هستی ... واقعیت درونم رو اینجا مینویسم...برای عبور از اون کاملا آزادی... خوش اومدی رفیق.

امشب...



امشب....دلم گرفته...

می خواهم امشب

آن چنان بخوابم

که گویی پسر هیچ کس نیستم

و نه خدایی هست

و نه زمینی و نه آسمان

و فقط خواب هست و من

و فقط من هستم و خواب...*



آرزو نوشت ) خواب... اونم راحت و بی دغدغه...هرگز فکر نمیکردم آرزوم بشه...


حس نوشت ) نمیخوام موقع خواب به هیچی فکر کنم... انگار اصلا فردایی نیست... انگار کسی نگرانم نیست و منهم ...


حماقت نوشت) چقدر روزا دارن سخت میگذرن... دلم یه دنیای آسوون میخواد.



*زنده یاد بیژن جلالی

نظرات 1 + ارسال نظر
شنگین کلک دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:42 ب.ظ http://shang.blogsky.com

شعر زیبایی را انتخاب کردید
جایی خواندم که وقتی خوابی در دنیای خواب زندگی می کنی
و وقتی بیداری در دنیای بیداری زندگی می کنی و در هریک از
این دو دنیا کاملا واقعی درحال زندگی کردن هستی با همه
وجودت و در هرکدام باشی دیگری را دنیای مجازی می بینی
شاید دنیای واقعی همان خواب باشد . آنوقت حدود هشت
ساعت در روز زندگی می کنیم و بقیه را تا 24 ساعت در خوابیم
خوابی که چون مدتش بیشتر است شاید بنظرمان واقعی تر
می آید .

سلام
ممنونم شما زیبا خوندین.
تفسیر زیبایی بود...
مرسی که هستین.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد