پرنده نیستم
اما
از قفس بدم می آید
پرنده ی قفس نشین
نه با طلوع آفتاب...شاد می شود
نه از غروب آن
دلگیر...
عباس صفاری
به به خیلی زیبا بود مخصوصا قسمت غروب آفتاب
سلامممنونم ... یقینا نگاهتون زیباست...سپاس.
سلام بازم زیبا مثل همیشه
سلامبازهم زیبا خوندین رفیق مثل همیشه....
"چه رها، چه بسته، مرغی که پرش بریده باشند"
سلامچقدر این شعر رو دوست دارم... و زیاد تکرارش میکنم...بخصوص : "پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند " حسش میکنم کاملا...مرسی رفیق...
زیبا بود
به به خیلی زیبا بود مخصوصا قسمت غروب آفتاب
سلام
ممنونم ... یقینا نگاهتون زیباست...
سپاس.
سلام
بازم زیبا مثل همیشه
سلام
بازهم زیبا خوندین رفیق مثل همیشه....
"چه رها، چه بسته، مرغی که پرش بریده باشند"
سلام
چقدر این شعر رو دوست دارم... و زیاد تکرارش میکنم...
بخصوص : "پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند " حسش میکنم کاملا...
مرسی رفیق...
زیبا بود